Navid Ganji

معماری مبتنی بر جامعه ؛ کیوان خسروانی

امروز مهندس کیوان خسروانی ؛ طراح لباس ملکه اسبق و معمار برجسته ایرانی کلیپی که احتمالا خودشان درست کرده بودند از کروکی هایشان برایم فرستادند ، ناخداگاه یاد فعالیت های ایشان در باب تصویب لایحه تصویب بافت فرسوده افتادم که در دهه 50 به واسطه نمایشگاهی که در عودلاجان بر پا کردند با پروپاگاندای تبلیغاتی بین مردم ، اعمال نفوذ در مجلس شورای ملی و گفتگو با سازمان های ذی ربط منجر به تصویب آن شدند .

این نمایشگاه به گفته ایشان به چند دلیل برپا شد ، اول به خاطر ایجاد آگاهی عمومی و ارتقاء بینش زیبایی شناسی مردم محله ، دوم به دلیل کشاندن طبقه روشنفکر در بافت تاریخی و رو به تخریب تهران و در نهایت به علت جلب نظر مدیران و مسئولین ذی ربط به ای محله که تا آن زمان تصمیم متناسب با شرایط آن برای احیاء و حتی نگهداری محله نگرفته بودند . خب این کار کیوان خسروانی را میتوان در ابعاد گوناگون بررسی نمود اما در اینجا فقط یک بعد آن قابل بحث است ، کیوان خسروانی معماری را یک جریان میدانست و میداند که منجر به خلق آثاری در بدنه جامعه و با جامعه میشود که با این فرض ارتقاء آن را رقم بزند . چند ماه پیش به واسطه گفتگویی که با ایشان داشتم مسئله جالبی را مطرح کردند ، میگفتند معمار اگر فکر میکند میتواند یک تک بنا بسازد ، میتواند اما نامش لزوما معمار نیست ، بیشتر یک طراحِ ساختمان است که در بهترین حالت از نوع خوبش میباشد. میگفتند معمار وظیفه ای سنگین دارد و این وظیفه سنگین از مبتنی بر جامعه بودن وظایف آن میاید و مبتنی بر جامعه بودن لازمه اش احاطه داشتن به مسائل آن جامعه است ، باید بشناسیم ، ببینیم و کاری کنیم آن جامعه از زندگی لذت ببرند ، و سختی این کار در ایران چند برابر است ، انقدری که باید انوع و اقسام اقوام ایرانی را به جزء بشناسی … ، پرسیدم معماری کردن را تا کجا میبینید ؟ گفتند تا آنجایی که سالها بعد وقتی در آن محل قدم میزنی جریان های زندگی را در آن ببینی . پرسیدند میدانی چرا معمار ها تمایل وصف ناپذیری برای کنش اجتماعی نسبت به مابقی دیسیپلین ها دارند ( البته ایشان این کلمه را طور دیگری گفتند ) ، گفتند دوست دارم از شما بشنوم ، گفتند ، خب اول اینکه بخواهی یا نه معمار جماعت معماری را مبتنی بر تقاضا میداند ، عده ای میخواهند نظریات خود را به جامعه قالب کنند که بیشتر مقصرش سیستم بوزار است ، عده ای هم میخواهند با جامعه طراحی کنند که این حاصل نوعی عشق است ، عشقی که معماری را وسیله ای برای ساختن و طراحی کردن با ابزار خلاق و برای انسان میداند ( حالا اینجا مسئله ها داریم… اکثرا در این دسته نمیتوانند حتی اگر بخواهند ، چون دانشش را ندارند و یا راه کج را میروند ، پرسیدم راه کج کجاست ؟ گفت یک نکته ظریفی اینجا وجود دارد ، اکثر معماران انسان را موجودی ثابت فرض میکنند که نیاز هایی ثابت با افکاری متمایل به ترقی دارد اما این قضیه کاملا متفاوت است و مولفه های زیادی در اینجا حاکم است که با کتاب خواندن هم درست نمیشود ، باید رفت و دید و شنید و با آنها حرف زد ، آن هم نه برای معماری کردن ، برای معاشرت و لذت بردن از آنجا .

 

ادامه دارد….

چند تصویر از نمایشگاه اسکیس های معمارانه مهندس خسروانی در کوچه و پس کوچه های محله عودلاجان.

پیام بگذارید