Navid Ganji

جلسه شورای اسلامی شهر تهران ؛ همایش چهل سال معماری و شهرسازی تهران

به گزارش معاونت ارتباطات و بین الملل شورای اسلامی شهر تهران اولین جلسه هم‌اندیشی شورای اجرایی همایش« تهران؛ چهار دهه معماری و طرح‌های شهری» با تشکل‌های صنفی و تخصصی حوزه معماری و شهرسازی در محل سالن شیبانی شورای اسلامی شهر تهران برگزار شد.

در این جلسه که به ریاست علی اعطا و از سوی کمیته معماری و طرح های شهری برگزار شد  نمایندگان تشکل های صنفی و حرفه ای از جمله گیتی اعتماد، دردانه دره، شهریار یقینی، سهیلا صادق‌زاده، علی فروزانفر و نوید گنجی شرکت و نقطه نظراتشان را  پیرامون محورهای برگزاری این همایش مطرح کردند.

علی اعطا در ابتدای این جلسه با بیان اینکه کمیته معماری و طرح‌های شهری شورا، برگزاری همایش چهار دهه معماری و طرح‌های شهری را در دستور کار قرار داده است، اظهار کرد: هدف از برگزاری این جلسه همکاری نزدیک با تشکل‌های فعال و جلب مشارکت آنها در این امر است. چرا که در شورای شهر نمایندگان مردم حضور دارند و این همایش را شورا برگزاری می‌کند، طبیعی است باید چنین کاری را با مشارکت تشکل‌های مدنی در حوزه شهرسازی و معماری انجام داد.

در ابتدای این جلسه مهرداد زواره محمدی، دبیر شورای اجرایی و دبیر کمیته نمایشگاه با بیان اینکه به دنبال برگزاری این همایش  تصمیم براین است تا یک نمایشگاه از آثار معماری و طرح های شهری بعد از انقلاب برگزار شود، اظهار کرد: برگزاری هرچه بهتر این همایش نیازمند همکاری و مشارکت سایر ngo ها و تشکل‌های حوزه معماری و شهرسازی است زیرا این امر باعث می‌شود که این همایش با محوریت شورای شهر و با مشارکت حداکثری در سطح شهر تهران برگزار شود و در همین راستا به هم فکری جدی تشکل‌های حوزه معماری و شهرسازی و برنامه ریزی با آنها نیازمند هستیم.

در ادامه این جلسه امیرحسین پورجوهری دبیر کمیته علمی با بیان اینکه یکی از اهداف برگزاری این همایش نقد و بررسی چهار دهه معماری و آثار شاخص آن است، گفت: در این همایش همچنین به منظور بررسی هر چه بهتر معماری ایران طی 4 دهه گذشته از حضور جامعه‌شناسان و اقتصاددانان شهری نیز استفاده خواهیم کرد.

وی با اشاره به اینکه هدف از برگزاری این همایش الزاما دسته بندی معماری ایران براساس زمان نیست، تصریح کرد: جریان شناسی های موضوعی و ترسیم واقعیت معماری امروز یکی دیگر از اهداف برگزاری این همایش خواهد بود.

 

دبیر کمیته علمی همایش با تاکید بر این نکته که در واقع بعد از 4 دهه معماری انقلاب اسلامی هنوز موزه ای در این خصوص وجود ندارد و جای خالی آن دیده می‌شود، عنوان کرد: اسناد زیادی وجود دارد که می توان در این موزه آن را به به بازدید عمومی گذاشت. در واقع برگزاری این همایش می تواند نقطه ای برای آغاز چنین رویدادی باشد.

بررسی تاثیر مقررات و ضوابط در معماری ایران

در ادامه جلسه شهریار یقینی، عضو هیات مدیره انجمن صنفی مهندسین مشاور و شهرسازی با بیان اینکه طی سال‌های گذشته آن‌چه تبلور ما در آثار معماری بوده مشخصا ناشی از مقررات، ضوابط و اسناد بالادستی بوده است، گفت: معماری‌ ما در کشور در واقع این مصوبات را به تصویر می‌کشند، به همین دلیل جا دارد تا در این همایش این مقررات و ضوابط را نیز مورد بررسی قرار دهیم و این موضوع را بررسی کنیم که این مقررات و ضوابط چه تاثیراتی را روی معماری ایران گذشته‌اند؛ احتمالا چه استقبالی از آنها صورت گرفته یا اگر مقاومتی وجود داشته دلایل آن مورد بررسی قرار گیرد.

در ادامه جلسه علی فروزانفر، مدیر مرکز معماری اسلامی حوزه هنری با بیان اینکه هم اکنون در یک نقطه عطف تاریخی و بازه زمانی واقع شده ایم زیرا همه بحث ها به سمت معماری و شهرسازی معطوف شده و این بسیار اتفاق خوبی است، اظهار کرد:  در نظر گرفتن یک سیاست کلان برای برگزاری این همایش ضروری به نظر می‌رسد به همین دلیل پیشنهاد من این است که به سمت بازخوانی تجربیات برویم و بررسی کنیم چه محدودیت هایی وجود داشته و چه اقداماتی در دوران انقلاب و پس از آن انجام شده؛ این نکته حائز اهمیت است که متوجه شویم در بحث معماری و شهرسازی چه آثاری را برای نسل آینده به جا گذاشته ایم و از تجربیات گذشتگان نیز استفاده کنیم.

 

گیتی اعتماد، عضو موسسه مطالعات تهران یکی دیگر از شهرسازانی بود که در این جلسه حضور داشت و از برگزاری این همایش استقبال کرد و گفت: از فرصت‌هایی که این چنین به دست می آید باید به گونه ای استفاده کنیم که منجر به نتیجه شود، برگزاری این همایش از سوی کمیته معماری و طرح‌های شهری شورای شهر اتفاق بسیار خوبیست و می‌تواند منشاء اقدامات مفیدی برای شهر تهران باشد.

وی همچنین پیشنهاد کرد تا درهمایش پیش‌رو آثار معماری ‌و طراحی‌ شهری  آسیب شناسی، بررسی و مشخص شود تا درهر دوره چه آسیب هایی با توجه به جریان کلی معماری به وجود آمده است.

نقش معماری در معضلات شهری

سهیلا صادق زاده، شهردار منطقه 10 و رییس انجمن طراحان شهری ایران در ادامه جلسه با بیان اینکه تابه‌حال موضوعات خوبی برای برگزاری همایش مطرح شده است، عنوان کرد: البته موضوع مهم این است که در بحث پروژه های معماری و طرح های شهری که در تهران اجرا شده نمی‌توان از تعداد قابل توجهی اثر شاخص نام برد؛ زیرا تعداد کمی از پروژه‌های طراحی شده اجرایی شده است.

وی با بیان اینکه در اجرای پروژه های معماری طراحی شهری محدودیت‌هایی وجود دارد، تصریح کرد: البته در سایر استان‌ها نیز پروژه های خوبی اجرایی شده به عنوان مثال بعد از زلزله بم مشاوران توانستند اقدامات خوبی انجام دهند و پروژه‌های مناسبی در آن شهر اجرایی شده است.

شهردار منطقه 10 با اشاره به معماری دوران جنگ اضافه کرد: با توجه به شرایط موجود در دوران جنگ ساختار معماری تغییر کرد و البته افراد صاحب نظری در آن دوران وجود داشتند که توانستند معماری های خاصی را ایجاد کنند و در حال حاضر می توانیم از تجربیات آنها استفاده کنیم.

وی با بیان اینکه تا به امروز برخی از موضوعات در بحث معماری و طرح‌های شهری مغفول مانده‌اند، تصریح کرد: به عنوان مثال می توانیم درباره نقش معماری و طراحی شهری در حوزه ساخت و ساز، آلودگی هوا، ترافیک نیز در این همایش صحبت و از تجربیات افراد صاحب‌نظر استفاده کنیم.

در ادامه جلسه نوید گنجی، رییس موسسه مطالعات راهبردی معماری ایران تصریح کرد: یکی از اهداف برگزاری این همایش را می‌توان آسیب شناسی معماری و طرح های شهری در تهران دانست؛ در واقع از یک دوره‌ای به بعد طراحی‌ها در شهر تهران از نگاهی کمی‌گرا به نگاهی کیفی‌گرا گرایش پیدا کرد و در حال حاضر بنا‌های شاخص و خاصی وجود دارد که تجربه همین نگاه کیفی گرا هستند.

وی با تاکید براین نکته که شاخص‌های انتخاب آثار باید پاسخگو به نیاز مردم باشند، عنوان کرد: بهتر است همانطور که معماری های شاخص طی 4 دهه را به نمایش می‌گذاریم نگاه کوتاهی هم به آینده تهران داشته باشیم و دستاوردهای گذشته و آینده را در این همایش و نمایشگاه به بازدید عموم بگذاریم.

در پایان جلسه مقرر شد دومین جلسه با تشکل‌های صنفی و تخصصی طی هفته آینده برگزار شود.

Architecture On The Silk Road

How cultures influence culture

The Silk Road was a widely traveled set of routes throughout the Eastern Hemisphere. It allowed many people from many different empires and lands the opportunity to trade commodities, cultures, and religion. Many things were influenced by the people who traveled on the Silk Road. One aspect in particular, architecture, was greatly influenced by the trade of commodities and ideas throughout the Silk Road. Many Islamic lands are adorned with beautiful and majestic mosques, palaces, and tombs that stretch high into the sky. Each has a semblance of cultural influence from near and distant lands. Three in particular: The Taj Mahal, a tomb for an emperor’s wife in Agra, India, The Tomb of Tamerlane in Samarkand, Uzbekistan, and the Ulugh Beg Madrasa, located in Bukaha, Are all decorated with characteristics from the influence of the Silk Road.

After Islam entered India, many of the people who inhabited the subcontinent converted to the religion. It’s rulers were no exception. One ruler in particular, Shah Jahan, commissioned the Taj Mahal to be built as a tomb for his late wife, whom he loved dearly. Some elements of the complex show heavily influence of Islamic trends in architecture and culture. It also shows bits and pieces of different cultures from all around Europe, Asia, and Africa. The Taj Mahal was constructed with Red sandstone was brought from Fatehpur Sikri, jasper from Punjab, jade and crystal from China, turquoise from Tibet, lapis lazuli and sapphires from Sri Lanka, with coal and carnelian from Arabia and diamonds from Panna.

The central dome of the Taj Mahal stands at a great height of 240 feet. It is surrounded by four smaller domes, or minarets, which Muslims climb to signal the call to prayer for their congregations. In accordance with Islamic tradition, verses from the Quran were inscribed in calligraphy on the arched entrances to the mausoleum, in addition to numerous other sections of the complex. This display of wealth and grandeur was generally not accepted as an Islamic religious depiction of sorrow. Islam requires that their believers trust in the will of God, and overt displays of mausoleums for the dead is generally thought to be an infringement of this belief.

There is also a hadith, or religious tradition, which states the prophet Mohammed’s disapproval for any “ostentatious” building because it assumes too much of a man’s wealth. The tension became a matter of debate at an Indian court, because as humans they also valued the political and symbolic power of grand architecture. Some have suggested that the Taj Mahal is exempt from this religious requirement due to the archways that are present in the structure. Therefore the tomb isn’t technically a building, as there are no doors but simply entranceways.

Cultural practices in use by the Taj Mahal can also be attributed to Islamic influence. When a body is enshrined in the tomb, it enters with the head facing north so that the body can be turned westward to face Mecca. The west side of the building also contains the mihrab, a niche to face Mecca. The other three sides of the building are open to accommodate the hadith explained above. You are to enter on the south side of the building, by the feet of the buried person.

The Tomb of Tamerlane also shows significant Islamic influence its architectural structure. Tamerlane was a Mongol ruler, also known as Timur, who led a series of conquests between Anatolia and India. After amassing great wealth, he had an opulent capital in Samarkand, Uzbekistan. Although he was a brutal leader, his dynasty, which ran from 1405-1507, genuinely patronized Islamic, Persian, and Turkish art and culture.

Timur used his riches he obtained from the conquest of the Golden Horde in northern Asia to construct many Islamic style buildings throughout his realm. His tomb would be the grandest of all. Constructed in the usual mosque form of the time period, it is covered by an ornate dome. His sarcophagus lays underneath the ground of an octagonal shaped room. There are many kufic inscriptions throughout the building, which displays inlays of jasper. Stained glass windows allow light to filter through. Timur is buried next to his son and high priest, keeping with the Islamic tradition of being buried with family members as well as important aids.

When Soviet archaeologist Michael Gerasimov went to visit the tomb to see what he could find, he discovered a skeleton shrouded in Timur’s favorite color, blue. This color can also been seen throughout the tombs structure, as well as in many other pieces of Islamic architecture and art. They are also usually aligned with blue tiles throughout. These blue and white tiles are usually attributed to the Chinese Ming dynasty, showing that Islamic architecture borrows techniques from different cultures. The Ming dynasty is known for his lots of blue and white porcelain. The floors of many mosques, including the tomb of Tamerlane, are covered with carpets of blue and gray material.

Cultural syncretism that can clearly be seen is in regards to the Ulugh Beg Madrasa. Located in Central Asia, the Iranian Muslim dynasty known as the Samanids incorporated many Buddhist traditions in the architecture of the madrasa. It contained a four archway plan leading into the building. It can be stated that the very idea of the madrasas themselves came from Buddhist teaching, because Islamic madrasas first appeared in Buddhist parts of the world.

Although it took longer, the same patterns can be seen further east in Asia. Aurel Stein, the legendary excavationist and explorer from the 20th Century, found a Turkish Muslim shrine in the Tarim Basin, which was thought to be the tomb of four different Islamic imams. Stein determined that it was actually a Buddhist monument.

The Ulugh Beg Madrasa is highly influenced by Timurid architecture, which was discussed earlier. Their development of techniques in the sizing and presentation of buildings made it so there was little to no distinction between a madrasa and a mosque, as many schools were contained inside of these monumental buildings which also held worshippers. The Ulugh Beg Madrasa contains a mosque as well as a lecture hall. It is said that Islamic architects did this to portray how important education, whether it be religious or secular, was to the Islamic people.

Islamic architecture was greatly influenced by aspects of the Silk Road. After the introduction of the Islamic religion to lands such as India and Samarkand, mosques and madrasas, or schools, were built to accommodate Muslim scholars and believers who were in these areas as a result of merchant trade. Tombs were also built to house the dead, like in the case of the Taj Mahal or the Tomb of Tamerlane, with strict and sometimes not so strict adherence to Islamic law. Elements of Tibetan art adorn the decorative aspects of mosques and madrasas all along the Silk Road. The most dramatic aspect of this cultural syncretism comes from the blue color used in the mosques and tombs, equating to the Muslim people’s affinity of Chinese porcelain. They wished for their buildings to display immense wealth to those who visited.

در مسیر جاده ابریشم – بخش نخست

شاید قریب به 2 سال میشود که پژوهش و برنامه ریزی روی جاده ابریشم را به طور جدی شروع کرده ام ، از این رو سعی کردم به بسیاری از نقاط ایران که یا مستقیما در مسیر این جاده بوده اند و یا متاثر از آن ، سفر کرده و آن را کندوکاو و مستند کنم ، در این مسیر از قفقاز هم غافل نشدم و سفری هم به بخشی از آن داشتم و زندگی و ابزار های فرهنگی و اقتصادی و کالبدی ( معماری ) مردم را بررسی و مستند کردم ؛ اما اینکه چرا اصلا به چنین پژوهشی پرداختم و اساسا چرا بررسی و برنامه ریزی برای جاده ابریشم میتواند برای یک معمار ارزشمند و مهم و شاید یک رسالت باشد دلیلش را میشود در گذشته دور پیداکرد . من معتقدم ایران به عنوان نقطه عطف خاورمیانه و خاورمیانه به عنوان شاهراه تمدن های گوناگون یک هویت مستقل فرهنگی ،اقتصادی و اجتماعی ندارد و هویت امروزیش وام گرفته ازمیلیارد ها انسانی است که یک مسیر امن و مهم ترانزیت بین المللی وسیله حمل و نقل آنها برای کسب سود است ( مثلا اگر قیاس مع الفارغ نباشد ، میشود مثال کوچکش را آبادان دانست که فقط با حضور شاید 100 ساله انگلیسی ها همین امروز خیابان را میگویند لین ، لیوان را گلس ، دفتر را آفیس ) و …. که همه اینها نشان از تازه به دوران رسیدکی آنها نیست ، بلکه علتش سلسله ای از موضوعات اجتماعی است که اینجا مجال سخن از آن نیست ) ، بگذریم… اما چیزی که من در این سالها در جاده ابریشم کندوکاو کردم اول برای دست یافتن به پتانسیل عظیمی بود که میتوانست در های جدیدی به یک زنجیره متناسب با فرهنگ ایران را به روی اوضاع نابه سامان معماری امروز باز کند ؛ ولی به مسائل مهم تر و جالب تری رسیدم… انقدری که میتوانم به عنوان کسی که بیش از دو سال روی این مسیر کار کرده بگویم جاده ابریشم همین امروز مهمترین راهکار توسعه اقتصادی ، سیاسی و بازیافت فرهنگ متعالی جاده ابریشم است و راهکار برون رفت از تحریم ها نه فقط در غرب است و نه فقط در شرق ، راهکار مهم آن تکیه بر جاده ابریشم است . دلایلش را سعی میکنم به تدریج در همینجا بیان کنم که مفصل و قطعا جذاب خواهد بود. اما صرفا برای وضوح منظورم از فرهنگ جاده ابریشم ؛ گاهی میگوییم کشور های ازبکستان ، تاجیکستان ، افغانستان و … دارای اشتراکات فرهنگی با ماست و دلیلش را در حکومت مرکزی ایران و تحت سیطره بودن این سرزمین ها میابیم ، در صورتی که به نظر من ایران فقط یک نقطه عطف است که همه هنر ها ، فرهنگ ها و مفاهیم اقتصادی و اجتماعی جاده ابریشم را در خود به دلیل موقعیتش تجمیع و متعالی ساخته . آینده بیشتر از آن و پتانسیل های معماری برای آینده میگویم.

رسانه های دیجیتال

حدود دو سال پیش از طرف دوست معمارم ؛ الیار رهبر آزادی ، پیشنهادی شد بهم مبنی بر برگزاری یک رویداد مشترک با موضوع رسانه دیجیتال ، این پیشنهاد از این رو به من شد که موسسه مطالعات راهبردی معماری دو رسانه دیجیتال در زمینه معماری داشت و خود الیار هم سردبیر و صاحب امتیاز رسانه دیجیتال مهراز بود ، رویدادی که سعی داشت با یک پرفورمنس دیجیتال اهمیت رسانه دیجیتال را به خصوص در عرصه معماری برای جامعه تبیین کنه ، این اتفاق با مپ کردن مصاحبه های مفصلی که با تعدادی از معماران و شهرسازان ایرانی فعال در حوزه رسانه روی احجام فضایی و مهمتر از همه با یک ترتیب مشخص انجام پذیرفت که نوع تدوین و چیدمانی که در آن فضا رخ میداد مخاطب را وادار میکرد تا با به کار بردن حواس خود بتوانند اهمیت رسانه دیجیتال را به خصوص در موضوعی چند بعدی مثل معماری بیشتر درک کنند . یکی از بزرگترین مشکلات ما در آن زمان میزان ارزش اجتماعی ای بود که جامعه معماری برای یک رسانه دیجیتال قائل میشدند و این در حالی بود که به لحاظ میزان زحمت ، تولید محتوای رسانه ما ( مثلا مجله معماری ایرانی ) با بیش از 200 صفحه بدون تبلیغ و گرافیکی که میبایست به دلیل ماهیت یک رسانه دیجیتال هم متفاوت باشد و هم جذاب تر از یک رسانه چاپی به مراتب سخت تر و پر زحمت تر بود . همچنین یک رسانه دیجیتال ابعاد و توان فراتری نسبت به رسانه های چاپی داشته و دارد که هم بنده و هم الیار عزیز از بسیاری از آنها بهره گرفتیم … جالب این است که در بازار دو سال پیش طبق آماری که داشتم تیراژ مجله های چاپی معتبر عرصه معماری در بهترین حالت حدود 3000 نسخه بود که از این میزان عمده آن در انبار خاک میخورد اما در مجله معماری ایرانی تا دانلود 4500 نسخه رسیدیم و مطلع هستم در مهراز به بیش از 10000 نسخه …
خب از هر بعد میتوان یک رسانه دیجیتال را ارزشمند تر ، پر محتوا تر و جذاب تر از رسانه های معمول دانست… همانطور که همه میدانید رسانه هایی مثل و …Times که از مجلات مهم جهان هستند مدت زیادی است که به صورت آنلاین ارائه میگردد . باز هرینه پایین تر و کیفیت بصری بالاتر.
اگر سوالتان این است که پس چرا با این وجود دو رسانه دیجیال موسسه مطالعات راهبردی معماری که یکی برساو و دیگری معماری ایرانی است و همینطور رسانه مهراز دیگر دیده نمیشود ، فقط میتوانم پاسخ از طرف دو رسانه خودم بدهم ،ما علی رقم داشتن هیئت تحریریه متخصص ، نخبه و بسیار دغدغه مند و کارا نتوانستیم منابع لازم مالی از لحاظ تبلیغات را تامین کنیم ( به دلیل نبود درک لازم جامعه از تاثیر چنین رسانه ای برای تبلیغاتشان )و لازم است بدانید که مجلات ما به کلی رایگان عرضه میشد در دو نسخه اولیه که بتوانیم به جا افتادن آن در جامعه کمک کنیم و فرصت استفاده از محتوای حائز ارزش را از جامعه نگیریم.
البته این بدین معنی نیست که مجلات ما دوباره شروع به فعالیت نخواهند کرد ، بلکه با تجربه ای که شد قطعا بهتر از قبل شروع به کار خواهد کرد ،اما همه اینها را نوشتم که به بهانه اش بگویم اینکه علاقمندان و فعلان رسانه ای معماری و شهرسازی به تولید رسانه های دیجیتال بپردازند خوب است ، باعث افزایش کمی و توسعه آن میشود اما بسیار بد است که کیفیت را رعایت نکنند و آن را فقط یم pdf معمولی از سر رفع تکلیف ببینند ،؛ چرا که دو صد چندان موجب کم ارزش شدن این نوع رسانه و عدم اعتماد عمومی به آن میشود .علاقمندان میتوانند حداقل از کیفیات مجلات ما یا مهراز یا … که حداقل استاندارد ها را دارد تقلید کنند و شخصا از همه آنها حمایت ب چشم داشت خواهم داشت.
پینوشت 1 : رویداد مذکور در بالا نهایتا به طور مشترک بین مجله مهراز ، موسسه مطالعات راهبردی معماری و کانون معماران معاصر برگزار شد .
پیونشت 2 : ساخت و تدوین فیلم های رویداد از پیمان امیر غیاثوند بود و این عکس بنده هم توسط ایشان در همان روزها گرفته شده است…

معماری مبتنی بر جامعه 3

امروز عمده ترین ابداعات شناخته شده ایرانیان در زمینه معماری و مهندسی را میتوان در بسیاری از کارکرد های پاسخده معماری ایران یافت که بدون استثنا همه آنها معطوف به حل نیازی از زندگی روزمره مردم بوده اند ، بادگیر در طول زمان و وزش باد های مخرب کویری از یک دیوار به مهار کننده و هدایت کننده باد مبدل شد ، قنات از نیاز تامین آب زمین های کشاورزی که چاهی بیش نبود به شبکه عظیمی از تامین آب برای خانه ها و شهر های ایرانی تغییر کارکرد داد ، از الگوی رفت و آمد مردم برای خرید ( سیرکولاسیون ) ، بازار را ساختند و به همت مردم نهر دستکند گرگرِ هخامنشی که را برای سیرآب کردن روستای بند قیر کنده شده بود ، آرد تولید شد . اما اینها همه پله های نخست تمدن ایران بود که در جایی متوقف شد ، ارتقاء مهندسی از دوره ای به بعد جای خود را به هنر داد و هنر ایرانی مسابقه را به مدرنیته باخت و تکاملی در کار نبود!

به نظرم شاه کلید مهندسی ایرانی که آن را با بسیاری از نقاط جهان متمایز میکند روش برخورد آنها با عناصر اربعه است که به زیبایی با آمیزش هنر خود با آن ، دستاورد های جدید خلق و تا جایی آن را توسعه دادند .دستاورد هایی که دقیقا در برهه هایی از زمان  منجر به تولید فرآیند و روند های متنوع و مهمی برای حل نیاز های زمانه خود شده ، و روشِ آن مهارت های نرم و سخت معمار و ابزارش آب و باد و خاک و آتش بوده .شاید در پاسخ این تصور پیش آید که این گفته در این زمان آهن و تکنولوژی ، به معنای عقب افتادگی است ، در صورتی که خلاقیت و پختگی معمار در این روش عقب افتادگی را به مولفه های معماری مبتنی بر جامعه مبدل میسازدو خود اینده است.

یکی از فرق های اصلی معماری با طراحی اگرچه دارای لبه های بسیار نزدیک و پیچیده ای نسبت با هم هستند ،” الگوی ماندگاری و پاسخدهی ” آن دو است که یا آن را به شاهکار مبدل میسازد یا به دستاوردی موقتی ( 5 تا  20 سال ) در زمینه خود. این الگوی ماندگاری در همه جای دنیا بر اساس فرمول ساده قابل ارزش گذاری است که در جای دیگر قابل بحث است  اما با یک اندازه گیری بسیار ساده میتوان فهمید که بسیاری از آثار به اصلاح جایزه بگیر این روزها هیچکدام از این دو را نه تنها ندارد بلکه در بهترین حالت مولفه اساسی معماری که اینجایی بودن یا همان محلی بودن هم هست ندارند … نکته مهم در اینجا این است که بسیاری مسئله محلی بودن را به اشتباه در فرم ها یا حتی مولفه های اقلیمی تعبییر میکنند در صورتی که مولفه اصلی آن فرهنگ و روش مراودات مردم آن محله است که از معماری گذشته آن قابل استخراج نیست .

عکس : آرامگاه دانیال شوش  که در خرداد 97 گرفتم.

 

بادگیر ؛ یک عنصر اقلیمی یا یک کاراکتر اجتماعی ؟!

 

مهندس سید محمد بهشتی ، یکی از تئوریسین ها و معماران بنام و شناخته شده معماری میباشد  که علاوه بر حضور در مسئولیت های گوناگون دولتی در زمینه میراث فرهنگی و هنری ایران ، همواره تحقیقات و تئوری های بسیاری در حوزه معماری و شهرسازی این مرز و بوم ، نشر داده است ، وی که معماری ایران را از بن شناخته و کند و کاو کرده است، و سعی دارد آن را به لحاظ تکنیکی و فضایی  به جامعه معماری کشور نیز بیاموزد ، فعالیت های گسترده ای نیز در ابعاد متفاوت معماری ایرانی در قالب خانه و عملکرد های شاخص در معماری و شهرسازی ایران داشته است ، این تسلط همه جانبه سید محمد بهشتی به معماری و هنر ایران ، ما را بر آن داشت تا از او بخواهیم مسئله بادگیر را در بازه شخصیتی و عملکردی آن ، برای ما باز کرده و توصیف نماید.

در پایین میتوانید مصاحبه ما را با او بخوانید.

 

  • آقای مهندس بهشتی ، ما سعی داریم سیر تحول و چیستی بادگیر را در این مصاحبه بررسی نماییم ، لذا لطفا به عنوان سوال نخست ، اقلیم تهران را به طور کلی شرح دهید .

 

دشت تهران یکی از ویژگی هایی که دارد این است که چند اقلیم در آن واقع شده است،  شرایط اقلیمی کویری را در جنوب تهران ، شرایط کوهپایه ای را در بالای تهران و شرایطی که در دشت واقع میشدند در میانه تهران داریم. یعنی شما  اگر بالای برج میلاد بیاستید میتوانید یک بخش قابل توجهی از تنوع اقلیمی در ایران را تماشا کنید ، مثلا ما سالهایی را داشتیم که در جنوب شرقی تهران خشکسالی بوده ،در صورتی که در جنوب غربی ،تهران آبسال بوده است ، یعنی شما تنوع طبیعی زیادی در دشت تهران مشاهده میکنید ، خب این از جهت وضعیت آب و هوایی است ، از جهت مختصات طبیعی ای که در دشت تهران وجود دارد ، دشت تهران دشتی است که تشکیل شده از لایه های ابرفتی ای  در طول هزاران سال از دره های هفتگانه ای است که در شمال تهران است ، سیلاب هایی که در طول چند صد سال آمده ، این دشت آبرفتی را ایجاد کرده است ، هرچقدر شما به شمال تهران بروید ، این آبرفت ها درشت دانه تر میشوند ، مثلا در منطقه یک تهران در زمین قطعات درشت تر سنگی پیدا میشود  ، به میانه که میایید تپه هایی میبینید از تپه های لویزان تا چیتگرکه شن و ماسه است و در اثر همین رسوب گذاری ها ایجاد شده است . به عبارتی میتوان گفت این تپه ها، چین خوردگی زمین نیستند، بلکه رسوباتی هستند که در اثر همین سیلاب ها که پس از آخرین دوره یخبندان جریان پیدا کرده اند و ناشی از باد و باران و امثال اینها شکل پیدا کردند ، (که البته در آن دخل و تصرف شده است) ، هر چقدر به جنوب تهران میروید این رسوب گذاری ریز دانه تر است و خاک مرغوب تری را در آنجا داریم، برای همین است که شما کهن ترین آثار زیست را در دشت جنوبی مثل چشم علی شهر ری مشاهده میکنید ، اثاری که ما در جنوب تهران داریم ، مربوط به هفت تا هشت هزار سال زیست میشود ، هرچقدر به شمال تهران برویم این سابقه کمتر میشود ، مثلا در منظقه قیطریه ، زرگنده ، اطراف حسینیه ارشاد و … اثار هزاره اول و دوم را میتوانیم مشاهده کنیم که این یعنی سابقه سکونت کوتاه تر است ، دشت تهران یک خاصیت استثنایی دارد و استثنایی بودن آن از این جهت است که امروز شما میبینید در دشت تهران چیزی حدود چهارده میلیون نفر زندگی میکنند و تقریبا هیچ جای دیگری در ایران ندارید که بتواند به جهت آب و خاک و هوا و … پاسخگوی نیاز این تعداد انسان باشد .

اما تهرانی که در مورد آن صحبت میکنید تهرانی است که نقطه آغاز آن از حصار طهماسبی شروع میشود   و تا به امروز ادامه و گسترش یافته است ، این تهرانی که منصوب به سابقه ای طولانی است ، قاعدتا تا دوره رضا شاه منصوب است ، البته در دشت تهران شما سه زیستگاه اصلی داشتید، تهران ، شمیرانات که ییلاق تهران بوده و یکی دیگر که به عبارتی میتوان گفت قشلاق تهران بوده است . یعنی در فصول سرد ، مردم تهران به آنجا رفت آمد میکردند ( دشت تهران ) ، زندگی در اصل در شهر تهران قرار دارد ، حالا مختصات طبیعی بخش مرکزی تهران که نقطه آن حصار طهماسبی است ، از جهت اب و هوایی شرایط ویژه ای دارد ، یکی از مهمترین ویژگی های آن ، داشتن یک جریان باد است از جنوب غربی به سمت شمال شرقی ، و جریان باد دیگر هم که از شمال به جنوب میوزیده  و در دره ها حرکت داشته است ، که میان هر دو جریان ؛این جریانی بوده که به صورت باد مطلوب میوزیده است.

همه شهر های ما باد مطلوبو نامطلوب خاص خود را داشتند، معمولا باد های بد باد هایی بودند که از مناطق خشک و کویری میامدند و همراه خود گرد و غبار حمل میکردند. یکی از کار هایی که در تمام شهر های ما اتفاق میفتاده، مدیریت این باد های نا مطلوب بوده است، مثلا در شهر شیراز جریان بادی وجود دارد که درست در مسیر رودخانه خشک از قصر الدشت به سمت مقابلش میوزد ، اینکه در مسیر قصر الدشت رودخانه ایجاد میکردند برای این بوده که باد را مطلوب و خنک کنند.

یا در اصفهان ، روی جریان رودخانه زاینده رود یک جریان باد دارید که سر راه آن از آتشگاه به بعد شما جنگل های ناجرود را میتوانید مشاهده کنید که باز این تدبیر ،جریان باد را مرطوب  و خنک میکند ، و در بعضی مکان ها مثل شیراز، این باد با بهار نارنج ها و گل ها و … علاوه بر مرطوب و خنک شدن ،  معطر نیز میشدند .

در نتیجه در خیلی از شهر ها میبینید که باد را در مقیاس کلان به شکلی که گفتم مدیریت میکردند  و اما در مقیاس خرد ،مدیریت باد با جهت گیری خانه ها ، (جایی که ایوان واقع میشده ) و انواع تمهیدات سعی میکردند که باد را مدیریت کنند ، اگر باد مزاحم بوده باشد ، آن را مهار و اگر موافق بوده آن را در داخل خانه جریان بدهند ، که در این جهت ما میتوانیم ببینیم که حتی باد نا مطلوب را هم در بسیاری از شهر ها با پدیده بادگیر مثل یک اسب سرکشی رام میکردند و از آن سواری میگرفتند.

  • مشخصات معماری ای که از اقلیم تهران منشعب شده به نظر شما چه هست ؟

 

تهران موقعیت های مختلفی دارد و بنا به آن موقعیت ها طبعا تاثیر پذیرفته است ، یعنی اندازه شرایط محیطی را میشناختند و مراعات میکردند ، با مراعات کردن آن، وضعیتی ایجاد میکردند که بشود زندگی کرد ، پس بنابراین میتوانیم ببینیم که بدون اینکه ما از نفت و انرژی های زیادی استفاده کنیم شرایط زیست را توانسته بودیم فراهم کنیم.اما اینکه در تهران چه نوع ملاحظاتی را ایجاد کردند ، مثلا زیر زمین داریم و این در صورتی است که در اصفهان زیر زمین نداریم و در قزوین و یزد مانند تهران زیر زمین وجود دارد ،خب این سوال به وجود میاید که چرا اساسا زیر زمین ایجاد میشده؟! یکی از آن دلایل ،اختلافی است که در زمستان و تابستان زیر زمین میتوانست ایجاد کند، یعنی درزمستان ها خانه شما گرم بوده و در تابستان ها به دلیل اینکه آن، از تابش آفتاب محصور و ایزوله بوده ، خنک نگه داشته میشده است.

یکی از دلایل دیگری که زیر زمین ها ایجاد شدند ، این است که آن شهر هایی که مبتنی بر زراعت بودند ،همواره تهدید خشکسالی یکی از مسائل وجود بود، پس محصولات زراعت در زیر زمین نگه داشته میشدند .

 

  • یکی از راه های مدیریت باد و اقلیم، بادگیر و زیر زمین و … بوده است؛ با توجه به پژوهش هایی که داشتیم در تهران تعداد زیادی بادگیر وجود دارد و با توجه به اقلیم چندگانه ای هم که در تهران داریم ، به نظر میاید عنصر بادگیر برخلاف آنچه که معمولا میپندارند ، در تهران به وفور استفاده میشده، به نظر شما شکل گیری و منسوخ شدن بادگیر در طول زمان به چه صورت بوده و خصوصا درباره بادگیر های تهران ، چه پروسه ای را طی کرده است ؟

 

ببینید ، حالا در مقیاس ملی اگر نگاه کنید، ما تا قبل از دوره تیموری بادگیر نداریم، و عمدتا این عنصر معماری در شهر های حاشیه کویر اتفاق میافتد ، مثلا نمونه خانه هایی که در یزد است ، به دلایلی آنجا خانه های بسیار کهن داریم، با توجه به مطالعاتی که شده از دوره سلجوقی میتوان رد پای خانه ها ها را در یزد تا به امروز دنبال کنیم، که در نتیجه این تغییر و تحول هایی که در دوره های مختلف اتفاق افتاده است را در آنجا میتوان دید ، کاملا مشهود  است که در دوره سلجوقی یک باد مزاحمی بوده که این باد مزاحم از روی کویر میامده و همراه خودش گرد و غبار حمل میکرده ، در نتیجه امروز قابل مشاهده است که ساختمان هایی که در دوره سلجوقی ساخته شده اند ، در مقابل این باد یک پناهگاه دارند ،این باد به عنوان یک مزاحم زندگی بوده ، یعنی ساختمان ها به ترتیب حیاط های کوچکی داشتند و پس از آن دیوار هایی بلند ، به گونه ای که ساختمان گاردی در مقابل باد بسته بود ، در دوره ایلخانی میبینیم که کم کم دوباره با این باد مواجه میشوند و این باد را میخواهند تحت فرمان خود قرار دهند ؛ جبهه ای از بنا که روی باد قرار میگرفته کم کم ارتفاع میگرفته و در نتیجه یک ایوان در آنجا ایجاد می شده است ، این باد داخل ایوان شده و کم کم در داخل خانه میپیچد ، پشت این ایوان یک اتاقی درست میکردند و  پشت این اتاق یک باغچه ای معمولا قرار میگرفته است ، یعنی میفهمند که این باد طبعا گرم نیست و  این گرما برای تابش آفتاب است ، اینگونه میشود که باد را میاورند در سایه و به یک کوران تبدیل و در آنجا شرایط مطبوع زیست را ایجاد میکردند ؛ و این گردش باعث میشده که غبار آن نیز تخفیف پیدا کند ؛ در دوره تیموری میبینیم ، شروع میکنند باد را بیشتر مهار کنند ،چنانکه اولین نمونه بادگیر ها در یزد نیز مربوط به دوره تیموری ها است که این باد را در جهت باد برده و در آنجا آن را کانالیزه میکردند و در آنجایی که میخواستند نیز این باد در داخل ساختمان توضیع و پخش میکردند ؛ در دوره صفوی میبینیم  بادگیر خودش تشخص بنا میشود ، یعنی ما بنا های زیادی داریم که بادگیر های آنها همانند سردر خانه ها به ساختمان تشخص میدهند ؛ بنا هایی که خیلی میخواستند شاخص باشند ، بادگیر های رفیع تر و مجلل تری را ایجاد میکردند ، مثلا شما در یزد بادگیر عمارت باغ دولت آباد را دارید که جزو رفیع ترین بادگیر هایی است که وجود دارد ،و دیگر با گذشت زمان و افزون شدن تجربه در این حوزه ، میتوانید انوع و اقسام استفاده ها از باد را با این عنصر ببینید ، مثلا در آب انبار ها بادگیر میسازند که جریان باد در آنها باعث میشود آب فاسد نشود و خنک باقی بماند ، یا دربعضی از خانه ها شما میبینید که چند بادگیر ایجاد میشود تا تمام عمق خانه ها را از جریان باد بهره مند نمایند و از این جریان بادی که در سایه شروع به وزیدن میکند و شرایط مطلوب زندگی را در آنجا ایجاد میکند نهایت استفاده را ببرند.

تهران به دلیل این که سابقه شهر به مفهوم جدی شدن آن عمدتا از زمان پایتختی آن مشهود است به نظر میرسد از زمانی که تهران پایتخت شده و مردم بقیه شهر ها اینجا آمدند ، آن تجربه خودشان را همراه خودشان آوردند ، یعنی یزدی ها تجربه های خودشان را به تهران آوردند که شما نشانه های آن را در خیلی از بنا ها میبینید ، مثلا به جز تزئینات و …  فناوری هایی که در مناطق دیگر ایران استفاده میشود نیز به تهران هم رسیده بود، با توجه به اینکه تهران چند جهت باد دارد و در فصول مختلف بعضی از این باد ها، بادهای قوی تری هستند و بعضی ضعیف تر ، شما میبینید که معمولا در تهران بادگیر ها را چند وجهی میساختند تا از چند جانب ،باد را مهار و از آن بهره ببرند . در تهران مکان هایی هم داریم که فقط از یک جهت باد میگیرند ، مثل بادگیر های اردکان ؛ برای همین بادگیر ها درست رو به همان جهت ساخته میشدند ، به هر صورت بادگیر ، پدیده ای است که کمک میکند به اینکه ما باد را اولا مهار کنیم و رام و کاملا اهلی کنیم به طوری که کاملا تحت فرمان ما باشد ، مثلا میدانید بادگیر ها در فصل تابستان و فصل گرما ، باز بودند و در فصل سرما آنها را از ابتدای کانال با درچیه ای که تعبیه شده بود ، میبستند ، یعنی یک فناوری تحت کنترل بوده که باد در فصل زمستان مزاحمت ایجاد نکند ؛ بنابر این بادگیر در تهران پدیده ای است که به نظر میرسد از زمان پایتختی ما شاهد آن هستیم ، طبعا در خانه ها یی شما میتوانید آن را پیدا کنید که تشخصی دارند ، یعنی حضور این عنصر در همه خانه ها عمومیت نداشته است ، چون اگر عمومیت میداشت ما چهره شهر تهران را قاعدتا باید مثل اردکان میدیدیم که همه خانه ها در آن دارای بادگیر هستند ، در صورتی که شما در اینجا باید بگردید بادگیر ها را پیدا کنید ، پس به عنوان یک عنصر تشخص دهنده به بنا است ، مالک باید از یک تمکنی برخوردار میشده تا بادگیر بسازد ، چنانکه شما در خانه ها خیلی پدیده های دیگر را هم نمیتوانید عمومی ببینید ، ما خانه هایی داشتیم که در داخل آن حمام وجود داشته ، اما آن خانه جزو معدد خانه های دارای حمام به حساب میامده است ، یا خانه هایی داشتیم که حوضخانه های مجلل داشتند ، که این عنصر هم در همه خانه ها وجود نداشت ، اینها  در واقع پدیده هایی هستند که مطابق با تمکن مالک اتفاق میافتادند.

 

  • نظر به اینکه همزمان با منسوخ شدن بادگیر در ایران ، دوره تجدد و به روایتی دوره معماری فرنگی در تهران ( در دوره قاجار ) اتفاق افتاده بود ،آیا منسوخ شدن بادگیر را در تهران را به همین دلیل میدانید و اگر نه فکر میکنید علل منسوخ شدن بادگیر با توجه به خاصیت های عملکردی و کاراکتری ای که داشته است در کل چیست ؟

 

این که تکنولوژی وارد میدان میشود ، احساس میکنند باد را خیلی راحت تر میتوانند در اختیار داشته باشند ، این عناصر وقتی میاید یک نوع استغناء ایجاد میکند که فقط در مورد بحث بادگیر نیست ، مثلا ما در دهه 40 که همه خانه ها صاحب برق بودند و اب لوله کشی پیدا میکنند ، همچنان شما در زمینه گرم کردن محیط خانه میبینید سنتی که در خانه وجود داشته این بوده که ما در فصل سرما یک کانون ایجاد میکردیم ، در فصل سرما دور آن کانون زندگی میکردیم  و همه خانه گرم نبوده وفقط آنجا که کرسی داشتیم گرم میشد  ، حالا بعدها بخاری پیدا میشود و ما میتوانیم فضای یک اتاق را گرم کنیم ، و یک کانون گرما فقط وجود داشت ، برق این اجازه را به ما میداد که همه اتاق و خانه گرم شود ، عین همین در مورد  خنک کردن هم صادق است ، شما میبینید وقتی که برق وجود نداشت ما در خانه هایمان ییلاق و قشلاق زندگی میکردیم ، یعنی خانه هایی که حیاط مرکزی داشتند ، قسمت شمالی خانه مخصوص یک فصل بود و قسمت جنوبی خانه مخصوص یک فصل دیگر ، مثلا در قسمت جنوبی خانه در فصل زمستان زندگی میکردیم به دلیل آنکه آفتاب کمتر به آن میتابید ، در صورتی که در قسمت شمالی خانه در فصل تابستان زندگی میکردیم افزایش تابش آفتاب در آن قسمت خانه و در آن فصل ، یعنی با این تمهیدات و جابه جایی ها سعی میکردیم که آن محیط مطبوع تر زیست را برای خودمان ایجاد کنیم ، در صورتی که وقتی این فناوری ها آمد دیگر ضرورتی برای اینها وجود نداشت ، که در نهایت دیگر به بادگیر و حوضخانه و … نیازی نبود و موضوع ان اساسا منسوخ شده .

  • در مورد اینکه فرمودید بادگیر را در مکان هایی به کار میبردند که نسبتا استغناء مالک بیشتر بود ، آیا کاربری آن مکان ها را میشود به لحاظ کالبدی و عملکردی تقسیم بندی و طبقه بندی کرد ؟

 

طبعا ساخت بادگیر بیشتر در خانه ها اتفاق میافتاد ، اگر هم زمانی در بنا های عمومی بادگیری ساخته میشد، این به ندرت مشاهده میشد ، چون شما در بنا های عمومی به دلیل آنکه دریک نقطه  زندگی نمیکنید و با جمعیت زیاد و فضای بزرگ روبرو هستید ؛ و بنابراین بادگیر که برای یک محدوده نسبتا کوچک طراحی میشده ، نمیتوانسته همه آن فضا را خنک کند ولی در خانه چون جمعیت کوچکی است میشود اینکار را در یک اتاق یا در یک حوضخانه ای که فرض کنید یک خانواده میتوانستد در آن زندگی کنند ، مشاهده میکردیم ، عمدتا بادگیر به عنوان فناوری ای است که به ما کمک میکند ، مثل آب انبار ها و چنانچه بادگیر را در مناطقی ببینید که بسیار یافت میشود هم وقتی آنجا را نگاه میکنید اگر هم مسجدی بادگیر داشته باشد خیلی نمیتوانید بادگیر آن را شاخص ببینید ،  ولی در خانه ها کاملا آن را میبینید ، مثلا در مساجد در یک نقطه خاصی بوده مثل جایی که امام جماعت در آنجا قرار میگیرد ، یعنی کل مسجد را نمیشود با یک بادگیر خنک کرد و هوای مطبوع لازم را با ان بدست آورد.

 

نمونه آن کاخ گلستان است ، که همه بنا های آن بادگیر ندارد ، ولی یک عمارت بادگیر دارد که در تابستان ها مقیمان کاخ به آنجا پناه میبردند ، ولی خب میشود گفت شاخص ترین بادگیر تهران ، همان بادگیر عمارت بادگیر ، مجموعه گلستان است.

 

  • یعنی در تهران شاخص ترین بادگیر را در کاخ گلستان میبینید.

به نسبت سایر بادگیر های یافت شده و استغناء مالکان آن کاخ ها ، بله .

  • طبق فرمایشات شما اثتنباط من این است که بیشتر بادگیر ها در تهران با توجه به تزئینات و عناصری که در آنها به کار رفته است ، نقش تشخصی برای خانه ها داشته است تا نقش اقلیمی ، و شاید نقش عملکردی بادگیر بیشتر به عنوان یک کارکرد کمکی به حساب میامده است ، این درست است ؟

 

نه.ما در سنت معماری هیچ وقت با یک تیر یک نشان نمیزنیم  با یک تیر همه نشانه ها را باید بزنیم ، یعنی هم استفاده عملکردی میکنیم و هم استفاده میکنیم برای ابراز تشخص ، برای همین هست که بادگیر ها به لحاظ مکانیزم فناوری ای که دارد یک فضای خنک در اختیار ما میگذاشته ، اما همچنان استعداد این را داشته که تزئینات روی آن قرار بگیرد ، ارتفاع بگیرد ، از دور دیده شود و نقش سردر  را ایفا کند ، مثل نقش لباس برای تن .

 

  • پس به طور کلی شما بادگیر را به عنوان یک کاراکتر شاخص در تهران میدانید یا خیر ؟ یعنی آیا تهران قدیم را مثل بسیاری از شهر های کویری ما ،به لحاظ منظر شهری با بادگیر هایش میشناختند ؟

 

ببینید باید ببینیم با کجا مقایسه میکنیم ، اگر با یزد و بندر لنگه و شهر های اینچنینی مقایسه کیم ، خیر ، در تهران بادگیر خیلی موضوع فراگیر و عمومی ای نیست ، در صورتی که در آنجا حتما بادگیر باید باشد ، چون بدون بادگیر زندگی در انجا خیلی سخت و غیر ممکن خواهد شد، در صورتی که در تهران شما بدون بادگیر میتوانستید زندگی کنید ، البته نقش بادگیر به عنوان یک عنصر کمکی همچنان وجود داشته است.

 

  • پس بادگیر را نمیشود برای تهران قدیم به عنوان یک نشان ( آیکن ) در نظر گرفت ؟

 

در وجه عملکردی نه ، ولی در وجه آن تشخص چرا ، ما یکی از شاخص ترین بادگیر هایی که در ایران وجود دارد را داریم ،که آن بادگیر عمارت بادگیر کاخ گلستان است .

 

  • آیا اسنادی هم وجود دارد که بگوییم اولین حضور بادگیر ها در تهران از کجا و چه زمانی شروع شده است ؟

به نظر من از عمارت بادگیر که برای دوره فتحلی شاه است میتوانیم شروع کنیم.طبیعی بوده که این عنصر را اول باید در کاخ شاه پیدا کنید ، بعد در خانواده ثروتمندان و بزرگان و بعد در سطح عموم جامعه؛ مثلا محله دولت و دروازه دولت که یک محله عیان نشین است نیز جزو مناطقی از تهران هستند که بیشترین بادگیر ها را داشتند .

 

  • همانطور که مستحضرید ، بادگیر علاوه بر نقش خنک کننده ای که داشته است ، به عنوان تهویه نیز به کار میرفته ، چطور این نقش تهویه ای را مدیریت میکردند که در مقابل باد های نا مطلوب و گرد و خاکی که از جبهه های مختلف تهران ممکن بود در فصل های مختلف بوزد ،کنترل شود و اثرات نامطلوب نداشته باشد ؟

 

خاصیت بادگیر این هست که به دلیل گردشی که در محیط ایجاد میکرده ، آن گرد و غبار در واقع رسوب میکند ، این باد دو چیز با خود حمل میکند ، یکی اینکه گرد و غبار ممکن است همراه داشته باشد و یکی دیگر اینکه در جایی که گرم است به دلیل تابش افتاب حس میکنید باد گرم است ،در صورتی که در حقیقت این باد گرم نیست و بر اثر تابش آفتاب گرم میشود . در برخی از مناطق ایران باد را با مسیری که تعریف میشود ، مرطوب هم میکنند ، مثل بم ، بم چون زمینش مرطوب است ، شما میبینید که بادگیر را به جای آنکه روی ساختمان بسازند در باغ ها ساخته میشد ، از زیر ساختمان به بادگیر یک کانال میکشیدند ، این کانال در جوار مزرعه و آبی که به سطح زمین داده بودند قرار داشت که در تماس این اب با باد تبخیر سطحی ایجاد میشد و در نتیجه باد در جایی که بیش از 50 درجه گرما داشت ، خنک شده و آن را در به داخل ساختمان هدایت میکردند ؛ حالا در تهران به این شدت نبوده ، همینقدر که باد را درون سایه میاورند و یک گردشی ایجاد میکردند تا این گرد و غبار از باد خارج شود ، همین کفایت میکرده است.

 

  • نقش بادگیر ها را در گذشته به لحاظ منظر شهری چگونه میبینید ؟

 

باید دید از داخل بنا و از بیرون چه دیده میشود ، چیزهایی که درون نمای بیرونی است مثل سردر و چیز هایی  که ارتفاع میگیرد مثل بادگیر ، از اینها استفاده میکرند برای اینکه با بیرون گفتگو کنند و به بیرون بگویند ما که هستیم ، در واقع هرکسی با انچیزی که فرصت ابراز پیدا کرده به بیرون ، میخواسته بگوید من که هستم ، حالا اینجا یک عنصری پدید آمده مثل بادگیر که با بادگیر میخواهند بگویند من که هستم ، من آدم متمکنی هستم ، من آدم شاخصی هستم ، تشخص دارم ، منزلت اجتماعی دارم یا …که اینها در بادگیر منعکس میشده ، یعنی داخل خانه با بیرون در واقع با بادگیر صحبت میکند، همان نقشی که سردر ورودی پیدا میکند ، بادگیر هم پیدا میکند ، البته شاید نه به شدت سردر ورودی ، اما فرصتی را ایجاد میکند برای این گفتگو با بیرون.

 

  • در جامعه امروز استفاده از بادگیر ها را چگونه میبیند و اساسا بهرهگیری از آنها را درست میدانید ؟

 

بادگیر ها امروز یک خاطره هستند از دورانی از زندگی در شهر ، ممکن است نقش عملکردی را امروز ایفا نکنند ، ولی دلالت های تاریخی آنها همچنان وجود دارد ، بگذریم از اینکه ما از فناوری بادگیر ، امروز هم میتوانستیم استفاده کنیم ، چنانچه در مکان هایی از دنیا مثل امریکا از فناوری های بادگیر در مناطق خشک استفاده کردند ، آن را بروز و معاصر کردند و استفاده میکنند ، جالب است که در منطقه مراکش ، در قرن هفتم و هشتم یک گروه یزدی آنجا رفتند که امروز چهره چند شهر این کشور را میبینید خیلی ایرانی است ، که از این فناوری از آنجا نیز استفاده کردند تا شرایط زیستی بهتری را به ارمغان آوردند.

این بادگیر ها بخشی از شناسنامه شهر هستند و فقط نوستالوژی نیستند

 

  • با سپاس از زمانی که در اختیار ما گذاشتید

 

+ این مصاحبه توسط سجاد عسگری و نوید گنجی انجام شده است .

 

معماری مبتنی بر جامعه ؛ کیوان خسروانی

امروز مهندس کیوان خسروانی ؛ طراح لباس ملکه اسبق و معمار برجسته ایرانی کلیپی که احتمالا خودشان درست کرده بودند از کروکی هایشان برایم فرستادند ، ناخداگاه یاد فعالیت های ایشان در باب تصویب لایحه تصویب بافت فرسوده افتادم که در دهه 50 به واسطه نمایشگاهی که در عودلاجان بر پا کردند با پروپاگاندای تبلیغاتی بین مردم ، اعمال نفوذ در مجلس شورای ملی و گفتگو با سازمان های ذی ربط منجر به تصویب آن شدند .

این نمایشگاه به گفته ایشان به چند دلیل برپا شد ، اول به خاطر ایجاد آگاهی عمومی و ارتقاء بینش زیبایی شناسی مردم محله ، دوم به دلیل کشاندن طبقه روشنفکر در بافت تاریخی و رو به تخریب تهران و در نهایت به علت جلب نظر مدیران و مسئولین ذی ربط به ای محله که تا آن زمان تصمیم متناسب با شرایط آن برای احیاء و حتی نگهداری محله نگرفته بودند . خب این کار کیوان خسروانی را میتوان در ابعاد گوناگون بررسی نمود اما در اینجا فقط یک بعد آن قابل بحث است ، کیوان خسروانی معماری را یک جریان میدانست و میداند که منجر به خلق آثاری در بدنه جامعه و با جامعه میشود که با این فرض ارتقاء آن را رقم بزند . چند ماه پیش به واسطه گفتگویی که با ایشان داشتم مسئله جالبی را مطرح کردند ، میگفتند معمار اگر فکر میکند میتواند یک تک بنا بسازد ، میتواند اما نامش لزوما معمار نیست ، بیشتر یک طراحِ ساختمان است که در بهترین حالت از نوع خوبش میباشد. میگفتند معمار وظیفه ای سنگین دارد و این وظیفه سنگین از مبتنی بر جامعه بودن وظایف آن میاید و مبتنی بر جامعه بودن لازمه اش احاطه داشتن به مسائل آن جامعه است ، باید بشناسیم ، ببینیم و کاری کنیم آن جامعه از زندگی لذت ببرند ، و سختی این کار در ایران چند برابر است ، انقدری که باید انوع و اقسام اقوام ایرانی را به جزء بشناسی … ، پرسیدم معماری کردن را تا کجا میبینید ؟ گفتند تا آنجایی که سالها بعد وقتی در آن محل قدم میزنی جریان های زندگی را در آن ببینی . پرسیدند میدانی چرا معمار ها تمایل وصف ناپذیری برای کنش اجتماعی نسبت به مابقی دیسیپلین ها دارند ( البته ایشان این کلمه را طور دیگری گفتند ) ، گفتند دوست دارم از شما بشنوم ، گفتند ، خب اول اینکه بخواهی یا نه معمار جماعت معماری را مبتنی بر تقاضا میداند ، عده ای میخواهند نظریات خود را به جامعه قالب کنند که بیشتر مقصرش سیستم بوزار است ، عده ای هم میخواهند با جامعه طراحی کنند که این حاصل نوعی عشق است ، عشقی که معماری را وسیله ای برای ساختن و طراحی کردن با ابزار خلاق و برای انسان میداند ( حالا اینجا مسئله ها داریم… اکثرا در این دسته نمیتوانند حتی اگر بخواهند ، چون دانشش را ندارند و یا راه کج را میروند ، پرسیدم راه کج کجاست ؟ گفت یک نکته ظریفی اینجا وجود دارد ، اکثر معماران انسان را موجودی ثابت فرض میکنند که نیاز هایی ثابت با افکاری متمایل به ترقی دارد اما این قضیه کاملا متفاوت است و مولفه های زیادی در اینجا حاکم است که با کتاب خواندن هم درست نمیشود ، باید رفت و دید و شنید و با آنها حرف زد ، آن هم نه برای معماری کردن ، برای معاشرت و لذت بردن از آنجا .

 

ادامه دارد….

چند تصویر از نمایشگاه اسکیس های معمارانه مهندس خسروانی در کوچه و پس کوچه های محله عودلاجان.

معماری مبتنی بر جامعه ( بخش نخست )

در طول اين چند سال كه روي مسئله معماري مبتني بر جامعه كار ميكنم متوجه شدم عده زيادي از معماران نسبت به اين مسيله گارد دارند ، اول فكر كردم احتمالا به خاطر جوي است كه به واسطه مسايل ايدئولوژيك حكومتي و بعضا تاکید آنها بر رویکرد های سطحی و شعار زده در حوزه معمار پيش آمده . به مرور با تمرکز و تعمق بیشتر روی این موضوع متوجه شدم معماري مبتني بر جامعه انقدر مسيله پيچيده و پيشرو و “آرماني” اي هست كه اساسا معماران ما در ايران از پس چنين موضوعي يا برنيامدند يا به ندرت فهم آن را پيدا كردند . و يكي از مهمترين علل رو آوردن جامعه معماري ايران به فرماليستي و مفاهيم غربي دهه هاي گذشته معماري همين امر است .
اين درحاليه كه تقريبا بسياري از كشور هاي پيشرو امروز بودجه هاي كلاني در آموزش و فرهنگ سازي در حوزه معماري مبتني بر جامعه ( كه به خودی خود شامل مفاهيم و كاركرد هاي گسترده اي ميشود که در این بحث نمیگنجد ) اختصاص داده اند و کیفیت شهرهای خود را بر این صال استوار نمودند.
خب طبیعتا اگر سخن از معماری مبتنی بر جامعه میاوریم ، سوالات و پیش فرض های گوناگونی در این زمینه پیش میاید ، اینکه این معماری میتواند فرمالیستی باشد ؟! آیا بر پایه دیتا جمع آوری شده از زندگی مردم است ؟! آیا یک معماری اینتراکتیو و خودسازمانده با تمرکز بر زندگی شهروندان یا بهره برداران فضا های خصوصی و عمومی است ؟! چطور میتوان فرهنگ را در آن دخیل کرد و اصلا بسط دادن فرهنگ در آن کار صحیحی است ؟! و بسیاری از سوالات اینچنینی که اکثر معماران جهان که شاید حتی پیشرو خوانده شده اند از پاسخ دادن به آن باز مانده اند و یا به شعار اکتفاء کرده اند، چرا که عملیاتی ساختن آن یا به اصطلاح Practice در این حوزه نیاز به تسلط و یک نقشه دقیق راه دارد .
دوست دارم در این زمینه بیشتر “گفتگو” کنیم ، برای همین سعی میکنم جسته و گریخته بعضی از مطالعاتی که در این زمینه در این سالها داشتم از این به بعد در اینجا نشر دهم و از آنجایی که قطعا اطلاعات بنده نسبت به همه شما از بازه کوچک تری برخوردار است، گفتگو را به نشر اطلاعات شخصیم ارجح میدانم…سپاس

جابه جایی در وزارت راه و شهرسازی ؛ دکتر محمد سعید ایزدی

جهان سوم معمولا جهان انسان های فاقد خرد و وطن پرستی لازم است ، جهانی که سیستم به ندرت اجازه میدهد انسان های دانشمند ، خردمند و پر قدرت ِ در مناسب اثر گزار شرکت و فعالیت کنند ، اما در همین بلبشو گهگاه انسان هایی پیدا میشوند که به فعالیت اثر گزار میپردازند و تغییرات بنیادین در حوزه های تخصصی خود ایجاد میکنند ، تغییراتی که نه به خاطر شعاف و نه به خاطر رفع تکلیف بلکه به خاطر اثرگزاری در بدنه جامعه رخ میدهد ، انسانهایی همه دانش و توان خود را به سمت و سوی اقدامی اثر گزار برای منفعت ملت میگذارند.
دکتر محمد سعید ایزدی ؛ معاونت معماری و شهرسازی وزارت راه و شهرسازی جزء این دسته از انسانهایی است که به جای بهره بردن از رانت های کوچک و بزرگ ، با توان و خرد خود توانست به اثرگزارترین مسئولیت های کشور در حوزه معماری و شهرسازی دست پیدا کنند و تا زمان حضور در این سمت ، بسیاری از اثرگزارترین سیاست ها و تصمیم های مهم را اتخاذ نمایند ، شرکت بازآفرینی شهری ایران برای ارتقاء کیفیت زندگی مردم از زمان ایشان تحولات مهمی داشت ، ایجاد شورای اعتلای معماری ایران که برای نخستین بار کیفیت معماری ایران را هدف قرار داده بود از ابتکارات دکتر ایزدی بود که به واسطه آن از هر زمانی به تشکیل نظام معماری نزدیک تر شده بودیم ، ایجاد گفتمان اثر گزار و فاقد بروکراسی های همیشگی دستگاه های دولتی با معماران نیز از زمان ایشان پیشرفت اساسی ای کرد و در دوران ایشان نهاد ها و سازمان های بی توجه به کیفیات معماری و میراث ایران مجالِ تخریب فرهنگ ایران را در حوزه های مورد تصدی ایشان نیافتند، تصور میکنم امروز با تغییر دکتر محمد سعید ایزدی عزیز از جایگاه فعالیشان ، جامعه معماری ایران یکی از مهمترین حامیان خود را در آن دستگاه از دست داد . هر چند مطئمن هستم حضور چنین انسان ارزشمندی در هر جایگاهی برای جامعه معماری ایران مغتنم و همچنان ارزشمند خواهد بود ، چرا که این خصوصیت انسان های بزرگ چنین است. .
دکتر ایزدی عزیز ، به سهم خودم از حمایت های بی دریغ حضرتعالی نسبت به جامعه معماری ، طرح معماری خوب و بسیاری از منتفعان از رویکرد های اثر گزار شما ، سپاسگزارم

تغییر ذائقه ایرانی درباره مفهوم و کالبد معماری/ جزئیات پیشنهادات تیم معماری خوب به شورای اعتلای معماری

نماینده گروه معماری خوب با اعلام جزئیات پیشنهادات تیم فوق از تلاش برای تغییر ذائقه ایرانی درباره مفهوم و کالبد معماری خبر داد و در چهارمین نشست شورای اعتلای معماری گزارشی از فعالیت این تیم را تشریح کرد.

به گزارش خبرنگار پایگاه خبری وزارت راه و شهرسازی، نوید گنجی یکی از اعضای تیم معماری خوب که به دعوت شورای اعتلای معماری در جلسه چهارم شورا حضور یافت به ارایه بخشی از اقدامات این گروه در سطح کشور پرداخت.

گنجی گفت: طرح معماری خوب که توسط تیم معماری خوب ارایه شده است یک پلت فرم (اجرا) ارتقا و آگاهی عمومی است که حدود ۲ سال پیش با تمرکز بر چالش‌های معماری تشکیل شد.

به گفته این معمار جوان، این چالش‌ها شاملِ آگاهی‌عمومی در زمینه معماری، کمبود دیدگاه‌هایی که منجر به شکل‌گیری معماری اجتماعی و همچنین نبود توان‌بخشی جامعه معماری برای ایجاد ارتباط متقابل بین معماران و مردم است، می‌شود.

وی در ادامه با تاکید بر اینکه استفاده از فرصت چند ۱۰ هزار دانشجوی معماری به جای تهدید، فرصتی در اختیار مسئولان ارشد قرار می‌دهد، گفت: در تیم معماری خوب معتقدیم که استفاده از توان دانشجویان معماری برای بهر‌مندی از مسئولیت  اجتماعی آنها فرصت مغتنمی است که در اختیار مسئولان ارشد قرار دارد.

به گفته نماینده تیم معماری خوب، معماری خوب روی سه رکن تدوین شده است که شاملِ معماری و مردم، معماری و خصوصیات فرهنگی و در نهایت معماری، نگرش جهانی و آینده‌محوری است.

این معمار ادامه داد: تلاش داریم تا از طریق معماری خوب با ۶ برنامه اصلی که تدوین کرده‌ایم در مراحل مختلف به نتایج و اهداف مناسبی دست یابیم. در مرحله اول به پژوهش می‌پردازیم. مرحله بعدی وارد فازهای شهری و فازهای عملیاتی می‌شویم.

وی یادآور شد: در فازهای شهری و عملیاتی، تجارب جهانی نشان می‌دهند که کمتر به معماری پرداخته شده است. سعی کردیم با استفاده از تجارب اندکی که وجود دارد تجارب را در ایران، بومی کنیم. بدین منظور، بحث‌های مختلفی را تدوین و تلاش کردیم تا با استفاده از نظرات اندیشمندان، کار را جلو ببریم که در ۱۰ شهر ایران این اندیشه و این روش را به کار گرفتیم.

نماینده تیم معماری خوب تصریح کرد: در تلاش هستیم تا شبکه انسانی ایجاد کنیم که مبتنی بر مسئولیت‌اجتماعی باشد.

وی با بیان اینکه برنامه‌ای که تدوین شده است از شبکه‌های آنلاین غافل نشده است، گفت: در بخش اول، پلت فرم آنلاین ایجاد و تلاش کردیم تا از طریق این ابزارها، جامعه معمار را ارتقا بدهیم. از طریق این ابزارها، مردم می‌توانند وارد ارتباط شوند. در این شبکه اجتماعی، به تولید محتوا نیز می پردازیم و در نهایت در صدد هستیم تا بتوانیم طرح های خود را انجام دهیم.

گنجی اجرای این روش را در قالب ۶ پلان اصلی برشمرد و گفت: پژوهش و ایجاد گفتمان بین مردم و معماران، برنامه مشارکت شهروندی با انجام ورک‌شاپ‌هایی که موجب افزایش آگاهی شهروندان در زمینه معماری بشود، برنامه جوانان معمار که مختص آگاهی بخشی به جوانان ۱۶ تا ۲۳ ساله است، مشاوره و تسهیل گری، برنامه توانبخشی معماران و کارآفرینی اجتماعی به عنوان مکمل های این زنجیره که به توان افزایی جامعه معمار برای ارتقای کسب و کارشان کمک می‌کند و هم محرکی برای مردم است تا آنها را نسبت به مساله معماری کنجکاو کند، پلان‌های اصلی است که در حال انجام آنها هستیم.

این معمار جوان با تاکید بر اینکه معماری خوب امری نسبی است و منظور از معماری خوب از دیدگاه تیم معماری خوب، ایجاد دیدگاهی مشترک در این زمینه بین معماران و مردم است، به بیان بخشی از فعالیت‌هایی که توسط تیم معماری خوب انجام شده است، پرداخت.

گنجی گفت: تدوین نشست معماری خوب که مخاطبان آن معماران هستند و تدوین ۹ نشست دراین باره از مرحله طرح یک معماری تا انتهای آن؛ بهره برداری، ایجاد گپ و گفت‌های معماری که به صورت پایلوت در کافه‌ها در حال انجام است، گفتگو با معماران با هدف تدقیق مساله معماری خوب، روش شکل‌گیری و ایجاد رابطه متقابل بین معماران و مردم بخشی از کارها است.

وی در بیان دیگر اقداماتی که توسط تیم معماری خوب انجام شده است، اعلام کرد: مشاوران املاک، امروزه نقش اساسی در جامعه معماری و شکل‌گیری ذائقه عمومی ایفا می‌کنند. ما در گروه معماری خوب، تلاش داریم تا مساله را مورد بررسی قرار دهیم و بتوانیم اتفاقی مثبت را در این زمینه ایجاد کنیم. بدین منظور، ایجاد و ارایه نشان معماری خوب؛ نشانی که بر اساس دیدگاه و امتیازات مخاطب و امتیاز آرشتیکتها در تایید نشان معماری خوب می توانیم اتفاقات مثبتی را رقم بزنیم که این طرح از اواسط مهرماه اجرایی می‌شود و پایلوت ما برای اجرا، کافه‌ها هستند.

به گفته این معمار، تیم معماری خوب در تلاش است تا برنامه هایی را تهیه و تدارک ببیند که بتوانند منتج به استفاده از مسئولیت اجتماعی معماران برای حل معضلات شهر و متعاقبا کسب درآمد بشود.

گنجی افزود: ما معتقدیم که بحث آموزش در حال حاضر در موضوع طراحی به پیش رفته است و اساسا کارآفرینی و موضوعاتی همچون کارآفرینی در نظر گرفته نشده است. همین مسائل نیز سبب شده است تا کسب و کار معماران تقریبا به طور کامل از بین برود و فکری برای پویایی آن نشود که در همین زمینه نیز پیشنهاداتی را برای بهبود وضعیت آموزش داریم.

این معمار ادامه داد: برنامه بعدی مشاوره و تسهیل‌گری است. ما از دو سال پیش و در تمامی فرم‌های همکاری که داریم به جمع‌آوری دیتا‌بیس پرداخته و می‌پردازیم که چطور، معماری خوب می‌تواند به ارایه مشاوره بین مردم بپردازد و همچنین، مشاورانی را به صورت رایگان از طریق معماری خوب در اختیار مردم قرار دهد که در سه گروهِ دولت- مسئولان شهری، معماران صاحب‌نام و تیم معماران گروه معماری خوب به مردم محلات و شهرهای مختلف ارایه گزارش می‌شود.

گنجی از دیگر برنامه‌های تیم معماری خوب را افزایش آگاهی عمومی برشمرد و گفت: برنامه افزایش آگاهی عمومی برنامه‌ای کلان است که برای آگاهی عمومی در نظر گرفته‌ایم. در این زمینه، دو برنامه را با همکاری وزارت راه و شهرسازی داریم پیش می‌بریم که یکی از آنها نمایشگاه دائمی معماری خوب و دیگری کمپین آموزش معماری برای مردم است.

به گفته این معمار، نمایشگاه دائمی معماری خوب طوری تدوین شده است که دارای چهاربخش موزه معماری، نمایشگاه معمار معاصر، فضای مطالعات و پژوهش و فضای رویدادها بوده و هدفش تعامل با فضای معماری است.

وی به عنوان نماینده گروه معماری خوب پیشنهاد کرد: از نظر تیم معماری خوب به نظر می رسد که شورای اعتلای معماری نیاز دارد تا ساز و کارهایی را تدوین کند که این ساز و کارها منجر به ایجاد تشکل‌هایی همچون معماری خوب بشود تا بتواند مساله معماری را برای مردم تدقیق کند. برای تحقق آن، شاید لازم باشد تا اتحادیه‌ای شکل بگیرد.

گنجی ادامه داد: در همه جای دنیا، کارگروه‌هایی وجود دارد که ذائقه مردم را نسبت به معماری و شهر به صورت مداوم می‌سنجند. شاید شورای اعتلای معماری نیاز به کارگروهی داشته باشد که مدام به سنجش دائمی ذائقه عمومی در زمینه معماری بپردازد و راه‌حل هایی را مطابق با همان در نظر بگیرد.

وی افزود: البته فضاهای گفتمان که می‌تواند مردم را جذب کند و وارد فضای شهر شود در کشور کم داریم که شاید وزارت راه و شهرسازی در این زمینه نیز بتواند فعالیت‌هایی داشته باشد که در نهایت بتواند طرح مساله ارتقای سلیقه معماری برای جامعه معماری در سطح جامعه داشته باشد.